شِلَــــخته نوشتـــه های دُختـــر اِسفند♀

من از سرزمین نور آمده ام، از دیار عشق، از دشت احسان و عرصه راستی، من از آغوش یار آمده ام از نزد خدا

یه پسر خوب امضاء گواهی نامه ش خشک نشده به رانندگی خانومها گیـــــر نمیده

یه پسر خوب بعد از تکــــــــــــ زنگـــــــــــ ســـ ــ ـــراغ تلفن نمیـــــــــره.

یه پسر خوب روزی چند بار به سازندگان یاهو مسنجــــــر لعنتـــــــــــــ میفرسته

یه پسر خوب سر کلاس تا شعاع 3 متــــــــریِ هیچ خــــــانومی نمیشینه

یه پسر خوب موقـــع برگشتن به خونه ماشینـــــش بوی ادکلن زنونه نمیـــــــــــــده

یه پسر خوب وقتی میاد خونه قــــــرمزی ِ رژ در هیچ نقطه از صــــــورتش مشـــــاهده نمیشه

یه پسر خوب زمانی که کسی میخواهد از عرض خیابان عبور کند دنده را از 1 به 4 ارتقا نداده و قصد جان عابر را نمیکند

یه پسر خوب که ژیان سوار میشود روی بنز ماشین همسایه با سوئیچ نقاشی نمیکشد

یه پسر خوب دکمه های پیراهنش را از یکــــــــــ متر زیر نافـــــــ تا زیر چانه کاملا بستــــه و با سنجاق قفلی محکــــــــم میکند


یه پسر خوب 5 ساعت در حمــــــــام آهنگ جواد یساری نخوانده و برای همسایگان آلودگــــی صوتــــــی ایجاد نمیکند

یه پسر خوب با دوستانی که مشکوکــــــــــ به چتــــــــ و لاابالی گیـــــــری هستند معاشرت نمیکند

یه پسر خوب در اثر دیدن افراد غربـــــــ زده جو گیر نشده و لحافــــــ کرسیه قرمز ِ خال خال ِ یشمی را به پیراهن تبدیل نکرده و سر زانو خود را جــــــــــــر نمیدهد!

یه پسر خوب وقتی با نامزد خود بیرون رفت و کسی به خانم متلکــــــــ گفت فورا با 110 تماس میگیــــــــــــرد

یه پسر خوب تنها جوکـــــــــ هایی را بیان میکند که مورد تایید وزارت1. ارشاد اسلامی 2.وزارت بهداشتــــ 3.وزارت مبارزه با تبعیضاتـــــــ استانی و ... باشد

یه پسر خوب در مهمانی های خانوادگـــــــــی تنها نوشیدنی های غیر مجاز از قبیل ماءالشعیر تنها با رضایتــــــــــ کتبی و رسمـــــی پدر محترم استعمـــــــــال میکند

یه پسر خوب تنها برای رضای خدا و کاهش بار سنگین ترافیک و حمل و نقل درون شهری و برون شهری هر کجا که دختر خانم یا خانومی را در رده ی سنی 15-25 سال دید سوار نکرده که به مقصد برساند ما خودمون میتونیم یه فکری بکنیم که به مقصد برسیم حتی شده پیاده!از خود راضی

یه پسر خوب تا بــــــــــــحال مشاهده نشده!نیشخند

 ------------------------------------------------------------------------------

دیروز یه پشه ی بی ددب اومده بود تو اتاقم منو خود

به عزیز دلم گفتم اونم گفت جاشو بوس  کنو نخالونش  منم گفتم چَش بعد من زخممو نازو نوازش میکدم دیدم پشه ی بی ددب هم دستاشو گذاشته بود زیر چونه شو منو نیگا میکنه و بم میخندید منم دوباره به عزیز دلم گفتم نیگاش کن یه چی بش بگو دیده

اونم گفت بفرستش اینجا من لهش کنم

منم گفتم اینقد بی ددبه که میدونه میخوای دعواش کنی نمیاد پیشت

تازه شبم خوابید و تا تونست منو خود صبح هم که بیدا شدم دیدم جاش قِمِز شده و هنوزم میسوزهناراحت

سه‌شنبه ٢٦ مهر ۱۳٩٠ | ۱:٢٥ ‎ب.ظ | دختـــــر اسفند | نظرات () |

www . night Skin . ir