23

جرئت دیووانگـے

این روزهـا ڪـہ "جرئتـــ دیووانگــے" ڪم استـــ

بگـذار بـاز هـم به تو بـرگـردم!

بگـذار دست ِ ڪم

گاهــے تو را به خوابـــ ببینــم!

بگـذار در خیـال تو باشـم

بگـذار ...

        بگذریــم !

 

ایـטּ روزهـا

خیلــے براے گریــہ دلـــم تنگـــ استـــ ... !

+ مونــدم با روزی دو وعـدهـ غذا خوردن چجـوری میخـوام وزنــ اضافـه کنــم ؟!

/ 88 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پوریا فرازی

نه اهل شمالم نه جنوبی هستم نه اهل عزا نه پای کوبی هستم تنها یک چیز از خودم می دانم : نه آدم بد نه مرد خوبی هستم ...

پیام

..ღღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ ...ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღღ .......................ღ♥ღ ...........ღ♥ღ...ღ♥ღ ...........ღ♥ღ ...........ღ♥ღ.........ღ♥ღ.....ღ♥ღ ...........ღ..ღ♥ღ.......ღ♥ღ.....ღ♥ღ ...........ღ......ღ♥ღ.....ღ♥ღ.....ღ♥ღ ...........ღ♥ღ♥ღღ♥ღღ♥ღ♥ღ♥ ......ღ♥ღ ...........ღ♥ღღ♥ღ♥ღ♥ღღ♥ღღ♥........ღ♥ღ ....................................................ღ♥ღ ..........................@@..@@.............ღ♥ღ ..........................@@..@@.............ღ♥ღ ..............................@@................ღ♥ღ ..............................@@...............ღ♥ღ..ღღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღزدوی بیا که منتظرم.

F-T-M-H

جسمی شکسته و روحی پر از خراش عاشق نمی شوم ، دلواپسم نباش دستانی از تهی ، پاهایی از ورق فکر مرا نکن ، امروز بهترم حال مرا مپرس ، چیزی مهم که نیست این دلشکستگی ، اقرار بی کسیست درگیر من مشو ، همدم نمی شوم حوا ، مرا ببخش ، آدم نمی شوم! تقصیر تو نبود ، نه من نه بخت خود تو عشق خط زدی ، من خواستم نشد درگیر عادتم ، سرگرم خود شدن در مرز یک صعود ، دیگر نه تو نه من از پشت این سکوت ، از این نقاب و نقش حال مرا بفهم ، جرم مرا ببخش امروز بهترم ، حوا بیا ببین دلتنگ من مباش ، من مرده ام همین در انتهای خویش ، حال مرا بفهم شکلی شبیه خود ، با چشم گریه سوز باور نمی کنم ، آیینه ام هنوز درگیر من مشو ، همدم نمی شوم حوا ، مرا ببخش ، آدم نمی شوم!

آبی آسمانی

سلام پست جدیدم +مجرد است ارزش خوندن داره از خود تعریف نباشه عنوانشم -حسن معاشرت اولین تکلیف در روابط زناشویی- نظر شما آذین میده مطلب من را[گل]

عدنان

سلام مهربون [گل] ممنون که بروز می شی و خبرم میکنی!!!؟؟؟؟ [عصبانی][گریه][قلب شکسته] بروزم با شعری که خیلی دوستش دارم، امیدوارم مورد پسندت باشه[لبخند] منتظرت هستم [بدرود]

موشی

سلام خوبی دیگه از دوستای قدیمی خبر نمیگیری هااااااااااااا....ا وبت فرق کرده خوب شده....!!!! اگه فقط کردی به ما هم یک سر بزن...[چشمک]

هاتف

زنی رنجور امیدش دور اجاق آرزویش کور نگاهش بی تفتوت بی زبان بی نور میان بستری افتاده بی آرام نشسته آفتاب عمر او بر بام نفس ها خسته و کوتاه فرو خشکیده بر لب آه تنش با اضطراب مبهمی سرمیکند ناگاه صدای پای تند و در همی در پله پیچید فروغ سرد یک لبخند به لبهای کبودش روحخ می بخشید دلش را ...

نیوشا

سلام عزیزم خوبی؟؟؟؟ ببخشید که این چند وقته نیومدم پیشد اما الان اومدم بگم که به وبلاگی که گفتم بودم شاید درست کنم و درست کردم بیا بهم سر بزن بازم پیشم بیا با نظران منو خوشحالم کن من تو رو لینک کردم توام منو اگه خواستی اسم وبلاگ قبلیمو با آدرسشو عوض کن منتظر حضورگرمت هستم گلم پس زیاد منتظرم نذار {[گل]}{[گل]}{[گل]}

سامان

سلام وبت خیلی خوشمله خیلی خوشگل می نویسی اگه دوس داشتی به وب منم سر بزن[چشمک] راستی ااگه اومدی اسمتم بهم بگو [لبخند]