10

شالام حال شما؟خوبین؟خوشین؟سرحالین؟همه چی آرومه؟ایشالا که همینطوره...

اومدم که اعتراف کنم نیشخنداین پست مخصوص مخاطبای فضول وبلاگمهچشمک

خیلیــــــــا کنجکاو بودن که بدونن اسمم چیه!!!گفتنم یا نگفتنش زیاد واسم مهم نبود اما ...

تو پست اول و سوم کامنت های آسیه جون و آغــــا شلماننیشخند

اینم بگم اگه کسی با اسم مستعارو بدون آدرس اون کامنتو گذاشته بوده دستا بالا بی حرکتنیشخند

 

+ خـــــــدا جون الـــهــے  قربونتــــ بــرم بگو چـــــ ـرا بعضیا چش ِ دیدن مـــــ ـارو ندارن؟آخـــه مگهــ من چه دشمنــے  باهاشــــــون دارم؟!ناراحت

+  هکــــــر جــــ ـان به همین خیـــــــــــال باش ،هیچ غلطــــــے نمیتونــــے بکنـــــے .

+ کامنت خصوصــــــے هم آزاد شـــد به قول " آذیـــــــ ـن" راحتـــــــ باشیـــن..

+ راســـــــے یادم رفــــــ بگــــ ــم من عاشــــــــــــق ِ تبلیغ پوشــــ ـک مای بــے بــے امخجالتخیــــلـــــے باحالـــه!یه بار که داشت از تــے وے  پخش میشـــد منم داشتم باهاش میخوندم که یهــــ ـو متوجـــه شدم داداشـــــمــ بد داره چپ چپ نیگــــام میکنه یه نگاه به تــے وی انداختمـــــو یه نگاه به مهتـــــے بعد میگه "تو خجالت نمیکشــــے ؟؟!" دو روز دیگــــه بچه ت باید از اینـــــا خوشش بیــــــاد...

من:نــــــــــــــه! خجالت داره؟!

به جونــــهـ خودم نبــــاشه به جــونهــ شمــ ـا با هیـــــچ کدوم از دستـــــ اندر کاران تبلیــــغ مای بـــے بـــے هیچ نسبتــــے ندارمـــا اصلا "تبلیغات" نبود فقط خوشـــ ــم میـــــــاد..

/ 139 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هستی

دستم به هر ستاره که می خواست می رسید نه از فراز بام که از پای بوته ها می شد ترا در آینه هرستاره دید در بی کران دشت در نیمه های شب جز من که با خیال تو می گشنم جز من که در کنار تو می سوختم غریب تنها ستاره بود که می سوخت تنها نسیم بود که می گشت...

هستی

دستم به هر ستاره که می خواست می رسید نه از فراز بام که از پای بوته ها می شد ترا در آینه هرستاره دید در بی کران دشت در نیمه های شب جز من که با خیال تو می گشنم جز من که در کنار تو می سوختم غریب تنها ستاره بود که می سوخت تنها نسیم بود که می گشت...

هستی

دستم به هر ستاره که می خواست می رسید نه از فراز بام که از پای بوته ها می شد ترا در آینه هرستاره دید در بی کران دشت در نیمه های شب جز من که با خیال تو می گشنم جز من که در کنار تو می سوختم غریب تنها ستاره بود که می سوخت تنها نسیم بود که می گشت...

هستی

دستم به هر ستاره که می خواست می رسید نه از فراز بام که از پای بوته ها می شد ترا در آینه هرستاره دید در بی کران دشت در نیمه های شب جز من که با خیال تو می گشنم جز من که در کنار تو می سوختم غریب تنها ستاره بود که می سوخت تنها نسیم بود که می گشت...

هستی

دستم به هر ستاره که می خواست می رسید نه از فراز بام که از پای بوته ها می شد ترا در آینه هرستاره دید در بی کران دشت در نیمه های شب جز من که با خیال تو می گشنم جز من که در کنار تو می سوختم غریب تنها ستاره بود که می سوخت تنها نسیم بود که می گشت...

پوریا

چه افتخاری هم میده خوبه حال فقط یه اسم گفتیا[زبان] بیوگرافیتو میذاشتی چی میکردی[نیشخند]

shirinam

سلام ایووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووول خوشم اومد اسمتو گذاشتی دختر اسفندی[ماچ] نرگس جوووون از مطالبت خیلی خوشم اومده[پلک] راستی برای اون اتفاقی که برات افتاده وباعث شده از چشای نازت اشک بریزه از خدا میخوام زودتر مشکلت حل بشه ودوباره شاد باشی ان شالله[ناراحت] اگر دوس داشتی به منم سر بزن [گل] از شخصیتت خیلی خوشم اومد ای کاش پروفایل میداشتی[ناراحت] منتظر حظورت تو وبم هستم عزیزم[ماچ]

سایا

احساس میکنم این آسیه جونت خیلی بچه باحالی باشه..نه؟

سایا

واقـــــــــــــــــــــــــــــــــــــن؟!! پس واجب شد یه دوستی باهاش داشته باشم...تضمین کردی دیگه.من فقط رو حرف تو کاری میکنما[چشمک]